خرید بک لینک
قربون تکونای کوچولوت بشم وقتایی که تو اداره نشستم و تو بازیت میگیره...چقد دلم میخواد اون لحظه کللللی با صدای بلند قربون صدقه ات برم ولی حییییییییییییف!!!!! فقط تو دلم کلللی ذوقتو میکنم.فعلا فکر کنم با پاهای کوچولو و مردونه ات به پهلوی راستم ضربه میزنی و من چقد ذوق میکنم که دوست داری خودتو بهم نشون بدی و دلم رو آروم کنی که"مامانی،نگران نباشی آ...، غصه نخوری آ... من هستم!" یا اون شب تو خواستگاری دایی جون که همینطور به دلم ضربه میزدی نمیدونم به قول بابایی ذوق دایی ات رو میکردی یا ناقلا!از حالا میگ

برچسب: نویسنده: حسین خلیلی تاريخ: يکشنبه 29 شهريور 1405 ساعت: 8:30

وخییییلی خوشحالم که تونستم برم...ان شاءالله دفعه بعدی خودت هم گنبد و بارگاه طلایی رو با چشمای نازت ببینی و روی این سنگهای آرامش بخش با پاهای کوچولوت راه بری و کیف کنی...توی این آخرین مسافرت 2نفره من و بابایی، والبته اولین مسافرت 3تاییبابایی خیلی هوامو داشت و تازه باهم رفتیم واست کالسکه و خرت و پرتهای موردنیازت رو سفارشیم، ان شاءالله که مبارکت باشه وازشون خوشت بیاد. دلم خیلی میخواد زودتر بیایی بغلم،عشق دلی مامان

برچسب: نویسنده: حسین خلیلی تاريخ: يکشنبه 29 شهريور 1405 ساعت: 8:30

خودمو میگم،اگه حس کنم یه خواسته ای دارم یا میخوام چیزی درخواست کنم اول کلیه شرایط طرف مقابل رو میسنجم که نکنه نتونه،یا اذیت بشه یا مثلا بخاطر من به دردسر بیفته و هزار تا اما و اگر دیگه میارم که آخرشم منصرف بشم و اصلا قید اون قضیه رو بزنم...ولی کسایی رو سراغ دارم که تا باهات مهربون میشن یا حالتو میپرسن فوری بعدش یه درخواستی ازت دارن و جالبتر اینکه اصلا پیش خودشون فکر نمیکنن که جواب منفی بشنون... و این من بی اعتماد به نفس و همیشه تحسین طلب من ، که اصلا نمیتونه نه بگه ! فوری در نقش فرشته مهربون تاز

برچسب: نویسنده: حسین خلیلی تاريخ: يکشنبه 29 شهريور 1405 ساعت: 8:30

کیفم،لباسم...پدرم،مادرم،خواهرم،برادرم،شوهرم،فرزندم،خانواده ام،... پولم،دارایی ام،زیبایی ام،سلامتی ام ...و ... ولی تازه دارم متوجه میشم اینا همیشگی نیستن، فقط همراهن... تا یه حدی،تا یه سنی،تا یه جایی...و به مرور از دستت میرنقدر هرچیزی رو تاکید میکنم هررررچیزی رو همونموقعی که هست بدونیم،فکرنکنیم تاآخر عمر باهامونه...یهو یه روز از خواب پامیشی میبینی نیست... از دستت رفته...قدر همه چیزو بدونیم،حتی بابای بد،خونه اجاره ای،شوهربداخلاق،...وقتی بودن چیزی رو چشیدی نبودنش خییییلی به چشم میاد

برچسب: نویسنده: حسین خلیلی تاريخ: يکشنبه 29 شهريور 1405 ساعت: 8:30

صفحه بندی